تبليغاتX
تا بوسه قدیمی
ترانه
ای پرنده ، پر بگیر!
قلب تو قلب پرنده
پوستت اما پوست شیر
زندون تنو رها کن
ای پرنده پر بگیر
.
اون ور جنگل تن سبز
پشت دشت سر  به دامن
اون ور روزای تاریک
پشت این شبای روشن
.
برای باور بودن
جایی شاید باشه ، شاید
برای لمس تن عشق
کسی باید باشه ، باید
.
که سر خستگیاتو
به روی سینه بگیره
برای دلواپسیهات
واسه سادگیت بمیره
.
.
حرف تنهایی ، قدیمی
اما تلخ و سینه سوزه
اولین و آخرین حرف،
حرف هر روز و هنوزه
.
تنهایی شاید یه راهه
راهیه تا بی نهایت
قصه همیشه تکرار
هجرت و هجرت و هجرت
.
اما تو این راه  که همراه
جز هجوم خار و خس نیست
کسی شاید باشه ، شاید
کسی که دستاش قفس نیست
.
قلب تو قلب پرنده
پوستت اما پوست شیر
زندون تنو رها کن
ای پرنده ! پر بگیر...

( ایرج جنتی عطایی- خواننده : ابی)

...........................................

بخت اگه یاری کنه این ترانه رو برات خواهم خوند. دستاتو می گیرم و برات می خونم.

اگه...

2 نوشته شده در  جمعه هشتم تیر 1386ساعت 22:17  توسط عمو احمد  | 

 

This Template Designed by Mohammad-h .Powered By Blogfa.com

java script by:HGS.B java script by:HGS.BLOGFA.COMLOGFA.COM