تبليغاتX
تا بوسه قدیمی
ترانه
بازگشت به اساطير

سلام.

می خواستم یه مدت ترانه های جدید بنویسم تا شاید بشه صدای ما نسل جدید رو از دل اونا بیرون کشید. نمی خواستم سراغ ترانه های قدیمی برم چون فکر می کردم به جای تقدیس خاطره ، باید دل به آینده بست.

اما هر چی گشتیم کمتر پیدا کردیم. ترانه سراها و خواننده ها دیگه دردمند نیستن.( یاد حرف حمید امینی، ترانه سرای قدیمی می افتم که می گفت وقتی یه گنجشک می مرد ابی گریه می کرد، این خواننده های امروز اگه سر هم جلوشون ببری ککشون نمی گزه!) دیگه زندگیشونو پای ترانه نمی ذارن. حفره ای که بین ترانه سراهای دهه پنجاه و دهه هفتاد ( به علت جنگ و چیزای دیگه) افتاد و همینطور سیر صعودی تجمل گرایی و رقابت سرسام آور به دنبال پول ، باعث شد تا ترانه ها دیگه از دل برنیان و صرفا بازی با الفاظ بشن. توی این قحط الرجال باید دکتر یداللهی رو پاس داشت ، و یغما رو هم ، اگه دست از نوشتن ترانه های بند تنبونی برای صدا و سیما برداره.

یه آدم باید کلی فکر کنه ، تجربه های غمناک داشته باشه ، درد بکشه ، شب بیداری داشته باشه ، گریه کنه تا بتونه یه متن یا یه ترانه تاثیر گذار بنویسه. این یه واقعیت اجتناب ناپذیره . هرجا شعر یا نثری دیدی که به دلت نشست مطمئن باش که از قلب نویسنده اش بر می اومده.و مخاطب یک دهم اون چیزی که توی قلب نویسنده هست رو هم نمی تونه درک کنه.

امروز دو تا ترانه ی بسیار زیبا رو براتون می نویسم. ترانه سراهاشونو نمی دونم. اما اولی رو عارف بزرگ دوست داشتنی خونده و دومی رو ویگن. بسیار با احساس و عمیق خونده شدن.

..................................................................................................

بگذر ز من -- خواننده : عارف

بگذر ز من ای آشنا
چون از تو من ديگر گذشتم
ديگر تو هم بيگانه شو
چون ديگران با سرگذشتم
ميخواهم عشقت در دل بميرد
ميخوانم تا ديگر در سر يادت پايان گيرد

بگذر ز من ای آشنا چون از تو من دیگر گذشتم.

.
هر عشقی مي ميرد
خاموشی مي گيرد
عشق تو نمي ميرد
باور کن بعد از تو ديگری در قلبم جايت را نمي گيرد

......................................................................................................

کو ماهم -- خواننده : ویگن

مهتاب

ای مونس عاشقان

روشنایی آسمان

آه

مهتاب

ای چراغ آسمان

روشنی بخش جهان

کو ماهم؟

.

نزدت به شبها با او در آنحا بودیم

فارغ ز دنیا ، لبها به لبها بودیم

با یکدگر ما پیش تو تنها بودیم

مفتون و شیدا غرق تماشا بودیم

.

مهتاب

امشب که پیش تو ام

او رفته و من مانده ام

آه

افسوس

بر تو آن دوران گذشت

سر نهم بر کوه و دشت

از هجرش

.

نزدت به شبها با او در آنحا بودیم

فارغ ز دنیا ، لبها به لبها بودیم

با یکدگر ما پیش تو تنها بودیم

مفتون و شیدا غرق تماشا بودیم

2 نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم اسفند 1385ساعت 10:46  توسط عمو احمد  | 

 

This Template Designed by Mohammad-h .Powered By Blogfa.com

java script by:HGS.B java script by:HGS.BLOGFA.COMLOGFA.COM