تبليغاتX
تا بوسه قدیمی
ترانه
منتخب ها
 

موسيقي هاي دوست داشتنيم را تا آنجا كه توانستم از بين ده ها ترانه و موسيقي غربال كردم . اما ديگر نتوانستم درجه بنديشان كنم. اگر شما توانستيد كه فبها وگرنه من همه شان را يكجا دوست دارم. هر كدام را در موقعيتي و حسي. ضمنا از موسيقي هاي بي كلام ،  سلين ديون ، كريس دي برگ و بوچلي صرفنظر كردم چون تعدادشان براي هر كدام بيشتر از پنج تا بود.

.

Nothing else – Metallica

 

Stairway to heaven – Led Zeppelin

 

You are my every thing -- Santa Esmeralda

 

Oh my love – John Lennon

 

Wind miles of your mind – Noel Harrison

 

Imaginary – evanescence

 

Hello – evanescence

 

lacrymosa – evanescence

 

Incomplete – backstreet boys

 

Dance me to the end of love – Leonard Cohen

 

A thousand kisses deep – Leonard Cohen

 

One more day with you – Diamond Rio

 

And you my love – Chris Rea

 

Basket case – Green day

 

Wake me up when September ends – Green day

 

I’d give my life – Mariah Carey

 

Strangers in the night – Frank Sinatra

 

Prison song – Graham Nash

 

Shape on my heart – Sting

 

Just like heaven – Katie Melua

 

Siena – Alessandro Safina

Happy nation – ace of base

 

Careless Whisper – George Michael

 

Fuss – Aguilera

 

Liberian girl – Michael Jackson

 

Dum Dum Dum – ATC

 

To drive the cold winter away – Loreena McKennit

 

Two trees – Loreena Mckennit

 

Prospero’s speech – loreena

 

May it be – Enya

 

راستش را بخواهيد ليست همينطور داشت ادامه پيدا مي كرد كه فعلا بي خيال شدم . 30 تا آهنگ براي آدمي كه زندگيش بدون موسيقي جامد و بي حركت است انگار ، تعداد زيادي نيست.

 

 

2 نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم شهریور 1387ساعت 23:16  توسط عمو احمد  | 

حتی اسمت یه پناهه واسه اهل این قبیله
 

 

برای این روزها که تلخند ، سردند و بی رحمند.

.

ترانه ای برای ایکس

افشین

.

راه تو راه رهايي

توي آبادي ويرون

دل تو مثل يه دريا

تن تو اسير زندون

.

پشت ميله هاي زندون

دست و پا بسته نشستي

زير شلاق و شكنجه

تو هنوزم نشكستي

.

دل تو مثل يه دريا

تن اما پشت ميله

حتي اسمت يه پناهه

واسه اهل اين قبيله

.

راه تو راه يه عاشق

توي بيداد زمونه

ياد تو تو قلب مردم

تا ابد زنده مي مونه

.

بدون اينجا كه كسي هست

كه برات قصه بخونه

بزنه بغضتو فرياد

تا همه دنيا بدونه

.

حتي رگبار گلوله

تو رو از ما نمي گيره

دلي كه مثل يه درياست

با گلوله نمي ميره

شب هميشه نمي مونه

سپيده جاشو مي گيره.

.

دل تو مثل يه دريا

تنت اما پشت ميله

حتي اسمت يه پناهه

واسه اهل اين قبيله.

 

 

 

2 نوشته شده در  شنبه نوزدهم مرداد 1387ساعت 10:11  توسط عمو احمد  | 

بی تو دیگه واسه من پایان کلمه هاست

 

 یاسر

 

 

1- زمين مي خوريم. و اين ابتداي داستان است.

در تلخي روزها ، عشقهاي ناكام و ناقص را سپري مي كنيم. مي شكنيم. خنجر مي خوريم. تبعيد مي شويم... پياده رو ها را فرسوده مي كنيم با قدمهايمان. بالشها خيس مي شوند از اشكهايمان. در خود فشرده مي شويم و دنيا را با همه ي تلخيش لمس مي كنيم. تنها مي شويم. تنها مي مانيم...

اما، شايد مي شود هنوز هم دوست داشت و عشق نمرده. شايد روزي ، كسي بيايد كه مرهم شود. كسيكه تويي كه پنهانش كرده اي را از درونت بيرون بكشد و دوباره ، دل نا اميدت را از خوشي بلرزاند. كسي چه مي داند؟

2- ياس را دوست دارم. خيلي زياد. صداي مردانه و لحن محكم ، مفهومهاي دوست داشتني شعرهايش و تبحرش در رپ نويسي باعث جذابيت هنريش شده. از رپ خوانهاي جديد آرمين هم فهميده مي نويسد. سروش هم كه جاي خود ، اما ياس بزرگتر است. آدم بزرگ است به معناي مثبتش. افكارش خيلي شبيه من است منتها بزرگتر. انگارآدمي است كه مي شود بهش تكيه كرد مثل يك برادر. خنده دار است اما  راستش را بخواهيد فكر مي كنم چند سال بعد شبيه او مي شوم...  نيما هم صداي قشنگي دارد. خوب اوج مي گيرد. خلاصه اينكه بعد از مدتها ترانه اي شنيدم كه ارزش بارها و بارها شنيدن را داشت. و همچنين توصيه اش.

 

 

 

آهنگ را ازاینجا مي توانيد دانلود كنيد. از دستش ندهيد.

 

.

سخته ( با صداي ياس و نيما)

از تو گذشتن سخته با تو نبودن درده واسه من
زنده بودنم مرگه بدون تو و عشقت واسه من
وجود من مال تو قلب تو هم مال من عزیزم

رفتن تو مرگ منه دستهای تو تو دستمه
نگو که باید جدا شیم نبود تو نبودمه
بدون تو کم میارم تا پای جون دوست دارم
اگه تو از من جدا شی امید موندن ندارم

واسه با تو بودن زندگيمو باختم
یه کلبه اي از عشق واسه ي تو ساختم من
عاشق تو بودم عاشق تو هستم
درای دلم رو روی همه بستم من

یاس..........
زندگیم تا الان همش بوده عذاب و بس
یاد گرفتم که برم جلو عصا به دس
حس میکردم که به انتها رسیده طاقت
خودم رو رها کردم و زدم به سیم آخر
فکر می کردم تموم شده دیگه دوره ي پاکی
وقتی دیدمت فهمیدم تو این کره خاکی
میشه هنوزم دوست داشت و عشق نمرده
فهمیدم اینو كه زندگیم چشم نخورده
من عشق رو با تو میخوام چون كه تو دل بقیه مرد
هه...این دل سادم شکست و بخیه خورد
باید که نور این دلم حالا بتابه رو تو

 عوض نمی کنم با غریبه یه تار مو تو

آدمها دلمو شکستن و اینو یادم دادن
که ديگه خودم رو قایم بکنم از عالم و آدم
می خوام بیای جون پناه دلم خسته باشی پس
بی تو ، میدونم زندگیم از هم پاشیدس

نیما..............
رفتن تو مرگ منه دستهای تو تو دستمه
نگو که باید جدا شیم نبود تو نبودمه
بدون تو کم میارم تا پای جون دوست دارم
اگه تو از من جدا شی امید موندن ندارم

یاس.............
من تو با همه فرق داریم اینو خودتم میدونی
اگه تو بری میمیرم تو بگو كه با من میمونی
دارم از چشمات می خونم که حالا منتظر یه مرده
مردی که همه احساساتش منحصر به فرده
همه دردهای من توي بغض صدامه ، آره
داستان زندگی همچنان ادامه داره
ولی بسه تک و تنهايی ادامه دادن
می خوام من هم بگم تو آسمون يه ستاره دارم
غرور رو میذارم کنار پس بزار تا بگي
که مثل تو پیدا میشه از هزار تا یکی
دل من بدجوری بی تابه بخاطر با تو بودن
تو رو می خوام با تمام وجود و تار و پودم
میدونی کلی منتظر موندم تا شبی كه بهم بگی
از اینجا به بعد تویی واسم شریک زندگی
پس حالا میاد روی زمین قلم یاس
بی تو دیگه واسه من پایان کلمه هاس

نیما............
واسه با تو بودن زندگیم رو باختم
یه کلبه اي از عشق واسه تو ساختم من
عاشق تو بودم عاشق تو هستم
درهای دلم رو روی همه بستم من

.

 

2 نوشته شده در  سه شنبه هشتم مرداد 1387ساعت 20:45  توسط عمو احمد  | 

آخ که چه بی سلیقه ای زندگی ما رو نوشت!

ترانه: كارتون

آلبوم: هيس

خواننده: رضا يزداني

ترانه سرا: يغما گلرويي

آهنگساز: رضا يزداني

 

چشماتُ هَم بذار رفیق! بیا تا بچّگی کنیم
بیا که تو قصه های کارتونی زندگی کنیم
بیا شنل قرمزی ر‌و بدزدیم از پنجه ی گـُرگ
آخه تو کلبه ش هنوزم منتظرهِ مادربزرگ
بیا تا مثل ِ گالیور، پا بذاریم تو لی لی پوت
نذار مسافر کوچولو گم بشه توی برهوت
نذار رابین هودو  تـَهِ  کارتون ِ ما اسیر کنن
نذار پلنگ صورتی رو با ماهی مرده سیر کنن

دنیای کارتونا قشنگ، دنیای ما سیاه و زشت
آخ که چه بی سلیقه یی  زندگی ِ ما رو نوشت

بگو که تام سیر کجاس؟ بگو کجاس هکل بری؟
می‌خوام بازم سفر کنم به قصه ی تام و جری
سند باد ِ قصّه ، آخرش نگفت که مقصدش کجاس
هیشکی نفهمید گالیور عاشق ِ فلِرتیشیاس!
ترُنادو شیهه می کشه، زورو هنوز رو ترکشه
می خواد رو دیوار ِ ستم علامت زِد بکشه
ببین که عمر ِ غولای کارتونی خیلی کم شده

بیا تولـّد بگیریم، پینوکیو آدم شده!

دنیای کارتونا قشنگ، دنیای ما سیاه و زشت
آخ که چه بی سلیقه یی زندگی ِ ما رو نوشت

 

2 نوشته شده در  شنبه سیزدهم بهمن 1386ساعت 12:31  توسط عمو احمد  | 

خواستن تو یه ستاره ست پشت این ابرای سنگین
از ابی کم گفتیم. جبران خواهیم کرد!

غریبه( احتمالا شهرام شجره)

هیچ تنها و غریبی طاقت غربت چشماتو نداره

هر چی دریا رو زمینه

نمی تونه

قد چشمات ابر بارونی بیاره

وقتی دلگیری و تنها غربت تمام دنیا

از دریچه ی قشنگ چشم روشنت می باره

.

نمی تونم غریبه باشم توی آیینه ی چشمات

تو بذار که من بسوزم مث شمعی توی شبهات.

.

توی این غروب دلگیر جدایی

توی غربتی که همرنگ چشاته

همیشه غبار اندوه روی گلبرگ لباته

حرفی داری روی لبهات ، اگه آه سینه سوزه

اگه حرفی از غریبی ، اگه گرمای تموزه

تو بگو به این شکسته قصه های بی کسیتو

اضطراب و نگرانیت ، حرفای دلواپسیتو

.

نمی تونم غریبه باشم توی آیینه ی چشمات

تو بذار که من بسوزم مث شمعی توی شبهات.

..................................................................

خورجین

(ایرج جنتی عطایی)

.

ببین ای بانوی شرقی ! ای مث گریه صمیمی

همه ، هر چی دارم اینجاست ، تو این خورجین قدیمی

.

خورجینی که حتی تو خواب از تنم جدا نمیشه

مث اسم و سرنوشتم دنبالم بوده همیشه

.

بانوی شرقی من ای غنی تر از شقایق

مال تو ، ارزونی تو

خورجین قلب این عاشق

.

توی این خورجین کهنه شعر عاشقانه دارم

برای تو و به اسمت یه کتاب ترانه دارم

یه سبد گل دارم اما گل شرم و گل خواهش

تنی از عاطفه سیراب ، تنی تشنه ی نوازش

.

این بوی غریب راه نیست ، بوی آشنای عشقه

تپش قلب زمین نیست ، این صدا صدای عشقه

اسم تو داغی شرمه تو فضای سرد خورجین

خواستن تو یه ستاره ست پشت این ابرای سنگین

.

خورجینم اگه قدیمی ، اگه بی رنگه و پاره

برای تو اگه حتی ارزش بردن نداره

واسه من بود و نبوده ، هر چی که دارم همینه

خورجینی که قلب این عاشق ترین مرد زمینه

2 نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم آبان 1386ساعت 21:45  توسط عمو احمد  | 

شیرین قصه دیگه تلخ تلخه
 

یک استعداد مسلم خوانندگی. با انتخاب ترانه ی عالی : رضا یزدانی.  آلبوم هیس رو پارسال منتشر کرد. ترانه هاش از یغما گلرویی هستن.

.

پدربزرگ هفت سالگیش یادش نیست

تو زورخونه صدای فریادش نیست

شیرین قصه دیگه تلخ تلخه

این همه صخره ،  یکی فرهادش نیست

 

هیشکی نگاشو به صدام ندوخته

یه شب پره تو شعله ها نسوخته

خفاشا دل سپرده ان به خورشید

ترانه ساز ترانه شو فروخته

.

دنیای وارونه رو باش! رود خونه ها تشنه شونه

قوت پهلوونامون به تیزی دشنه شونه

.

عصر فراموشی خاطراته

ترانه خون! معجزه تو صداته

دنیای وارونه رو زیر و رو کن

این دل ویرون شده پا به پاته

 

ببین ببین ساعت قصه خوابه

کلاغ رو قله ست ، ته چاه عقابه

برگ کتاب قصه مون سیاهه

عمر غزل اندازه حبابه

.

دنیای وارونه رو باش! رودخونه ها تشنه شونه

قوت پهلوونامون به تیزی دشنه شونه

...............................................................................

.

کبک بودیم ، کلاغ شدیم .خورشید بودیم ، چراغ شدیم

جنگل بی حصار بودیم اما یه دونه باغ شدیم

.

چشمامونو بسته بودیم به سفره ی بزرگ شهر

دست که به سفره رفت ولی با یه ملاقه داغ شدیم!

.

گندمای مزرعمون خوشه های طلایی داشت

دستای ما تو دل خاک نهال سادگی می کاشت

.

آب زلال چشمه مون شیر ستاره بود ولی

قصه ی آب چاه شهر فکرارو راحت نمی ذاشت

.

مش رمضون دیدی تو شهر رو گرده ی ما زین زدن

دیدی که پهلوونارو با یه کلک زمین زدن

غول سیاه وسوسه غیرت ما رو برده بود

کباب چرب پایتخت گوشت الاغ مرده بود!

 

چشمه بودیم ، سراب شدیم. بره بودیم کباب شدیم

ستاره بودیم توی شهر اما یهو شهاب شدیم

تو غربت آهن و دود کوه غرورمون شکست

تو پایتخت شبیه یه سوال بی جواب شدیم

.

دیدی چه ساده گم شدن آرزوهامون توی باد

آخ چی میشد که نون دل باز توی سفره مون بیاد

اما نه پای رفتن و نه روی برگشتنی هست

زندگیمون همین شده : دلتنگی خیلی زیاد

.

مش رمضون دیدی تو شهر رو گرده ی ما زین زدن

دیدی که پهلوونارو با یه کلک زمین زدن

غول سیاه وسوسه غیرت ما رو برده بود

کباب چرب پایتخت گوشت الاغ مرده بود!

2 نوشته شده در  شنبه سیزدهم مرداد 1386ساعت 22:11  توسط عمو احمد  | 

ای پرنده ، پر بگیر!
قلب تو قلب پرنده
پوستت اما پوست شیر
زندون تنو رها کن
ای پرنده پر بگیر
.
اون ور جنگل تن سبز
پشت دشت سر  به دامن
اون ور روزای تاریک
پشت این شبای روشن
.
برای باور بودن
جایی شاید باشه ، شاید
برای لمس تن عشق
کسی باید باشه ، باید
.
که سر خستگیاتو
به روی سینه بگیره
برای دلواپسیهات
واسه سادگیت بمیره
.
.
حرف تنهایی ، قدیمی
اما تلخ و سینه سوزه
اولین و آخرین حرف،
حرف هر روز و هنوزه
.
تنهایی شاید یه راهه
راهیه تا بی نهایت
قصه همیشه تکرار
هجرت و هجرت و هجرت
.
اما تو این راه  که همراه
جز هجوم خار و خس نیست
کسی شاید باشه ، شاید
کسی که دستاش قفس نیست
.
قلب تو قلب پرنده
پوستت اما پوست شیر
زندون تنو رها کن
ای پرنده ! پر بگیر...

( ایرج جنتی عطایی- خواننده : ابی)

...........................................

بخت اگه یاری کنه این ترانه رو برات خواهم خوند. دستاتو می گیرم و برات می خونم.

اگه...

2 نوشته شده در  جمعه هشتم تیر 1386ساعت 22:17  توسط عمو احمد  | 

یه روز آخر میشکنه خواب زمونه
عزیزم غصه نخور زندگی با ماست

اگه باختیم امروزو ، فردا که برجاست

توی این شب سیاه مه گرفته

نگا کن خورشیدی از اون دورا پیداست

.

عزیزم دنیا همینجور نمی مونه

یه روز آخر می شکنه خواب زمونه

عزیزم شب همیشه شب نمی مونه

صبح می شه آفتاب میاد رو بوم خونه

.

عزیزم دنیا گلستون می شه یک روز

هر چی مشکل باشه آسون می شه یک روز

مهربونی جای کینه رو می گیره

هر جا دردی باشه درمون می شه یک روز

.

یه روز از روزا که هیچکس نمی دونه

بدی از دنیا میره ، خوبی می مونه

من و دل منتظر اون روز خوبیم

حتی از ما نبینی اگر نشونه

.

عزیزم دنیا همینجور نمی مونه

یه روز آخر می شکنه خواب زمونه

عزیزم شب همیشه شب نمی مونه

صب می شه ، آفتاب میاد رو بوم خونه

( خواننده: فرامرز اصلانی)

.

این روزها چقدر احتیاج داریم به این ترانه ها. من و تویی که هنوز فراموش نکرده ایم. من و توی بیشرف که هنوز خشمگین مانده ایم.

چقدر این روزها احتیاج داریم به این التیامها. حتی اگر...

2 نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم خرداد 1386ساعت 14:44  توسط عمو احمد  | 

بازگشت به اساطير

سلام.

می خواستم یه مدت ترانه های جدید بنویسم تا شاید بشه صدای ما نسل جدید رو از دل اونا بیرون کشید. نمی خواستم سراغ ترانه های قدیمی برم چون فکر می کردم به جای تقدیس خاطره ، باید دل به آینده بست.

اما هر چی گشتیم کمتر پیدا کردیم. ترانه سراها و خواننده ها دیگه دردمند نیستن.( یاد حرف حمید امینی، ترانه سرای قدیمی می افتم که می گفت وقتی یه گنجشک می مرد ابی گریه می کرد، این خواننده های امروز اگه سر هم جلوشون ببری ککشون نمی گزه!) دیگه زندگیشونو پای ترانه نمی ذارن. حفره ای که بین ترانه سراهای دهه پنجاه و دهه هفتاد ( به علت جنگ و چیزای دیگه) افتاد و همینطور سیر صعودی تجمل گرایی و رقابت سرسام آور به دنبال پول ، باعث شد تا ترانه ها دیگه از دل برنیان و صرفا بازی با الفاظ بشن. توی این قحط الرجال باید دکتر یداللهی رو پاس داشت ، و یغما رو هم ، اگه دست از نوشتن ترانه های بند تنبونی برای صدا و سیما برداره.

یه آدم باید کلی فکر کنه ، تجربه های غمناک داشته باشه ، درد بکشه ، شب بیداری داشته باشه ، گریه کنه تا بتونه یه متن یا یه ترانه تاثیر گذار بنویسه. این یه واقعیت اجتناب ناپذیره . هرجا شعر یا نثری دیدی که به دلت نشست مطمئن باش که از قلب نویسنده اش بر می اومده.و مخاطب یک دهم اون چیزی که توی قلب نویسنده هست رو هم نمی تونه درک کنه.

امروز دو تا ترانه ی بسیار زیبا رو براتون می نویسم. ترانه سراهاشونو نمی دونم. اما اولی رو عارف بزرگ دوست داشتنی خونده و دومی رو ویگن. بسیار با احساس و عمیق خونده شدن.

..................................................................................................

بگذر ز من -- خواننده : عارف

بگذر ز من ای آشنا
چون از تو من ديگر گذشتم
ديگر تو هم بيگانه شو
چون ديگران با سرگذشتم
ميخواهم عشقت در دل بميرد
ميخوانم تا ديگر در سر يادت پايان گيرد

بگذر ز من ای آشنا چون از تو من دیگر گذشتم.

.
هر عشقی مي ميرد
خاموشی مي گيرد
عشق تو نمي ميرد
باور کن بعد از تو ديگری در قلبم جايت را نمي گيرد

......................................................................................................

کو ماهم -- خواننده : ویگن

مهتاب

ای مونس عاشقان

روشنایی آسمان

آه

مهتاب

ای چراغ آسمان

روشنی بخش جهان

کو ماهم؟

.

نزدت به شبها با او در آنحا بودیم

فارغ ز دنیا ، لبها به لبها بودیم

با یکدگر ما پیش تو تنها بودیم

مفتون و شیدا غرق تماشا بودیم

.

مهتاب

امشب که پیش تو ام

او رفته و من مانده ام

آه

افسوس

بر تو آن دوران گذشت

سر نهم بر کوه و دشت

از هجرش

.

نزدت به شبها با او در آنحا بودیم

فارغ ز دنیا ، لبها به لبها بودیم

با یکدگر ما پیش تو تنها بودیم

مفتون و شیدا غرق تماشا بودیم

2 نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم اسفند 1385ساعت 10:46  توسط عمو احمد  | 

Dancing in the deepest oceans
کلا من از این قرتی بازی های  خارجیها خوشم نمیاد اما به اصرار دوستان  ، ولنتاین رو تبریک می گم!! ولنتاین هم بهونه خوبی برای یادآوری دوستانه...به قول شاعر : تموم این حرفا بهونه ست!!!

ترانه ای از Katie Melua رو  که خیلی دوستش دارم( هم خودشو و هم ترانه شو) اینجا براتون می نویسم به امید هوایی بهتر برای همه مون.

.

Show me how you do that trick
The one that makes me scream he said
The one that makes me laugh he said
And threw his arms around my neck
Show me how you do it
And I promise you I promise that
I'll run away with you
I'll run away with you

Spinning on that dizzy edge
I kissed his face and kissed his head
And dreamed of all the different ways I had
To make him glow
Why are you so far away, he said
Why won't you ever know that I'm in love with you
That I'm in love with you

You, soft and only
You,lost and lonely
You, strange as angels
Dancing in the deepest oceans
Twisting in the water
You're just like a dream
You're just like a dream

Daylight licked me into shape
I must have been asleep for days
And moving lips to breathe his name
I opened up my eyes
And found myself alone alone
Alone above a raging sea
That stole the only boy I loved
And drowned him deep inside of me

You, soft and only
You, lost and lonely
You, just like heaven

2 نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم بهمن 1385ساعت 23:26  توسط عمو احمد  | 

 

This Template Designed by Mohammad-h .Powered By Blogfa.com

java script by:HGS.B java script by:HGS.BLOGFA.COMLOGFA.COM